|
مهرورزی |
|
رابطه عدالت ومهرورزی |
|
این سایت برای شرکت در مسابقه پرسش مهر هفت طراحی شده است. |
|
واژه هایی نظیر عدالت از جنس کلی هستند که براحتی هرکسی بر مبنای خواست و پیش زمینه های فکری ، اعتقادی ، سیاسی که دارد به تفسیر آن می پردازد . نمی توان تعریف دقیقی از عدالت ارائه نمود که مورد قبول تمام مکتبها ومشربهای فکری وسیاسی واقع شود . مهرورزی همراه با عطوفت ، مهربانی ، دوست داشتن وداشته شدن و احیانا ً نادیده گرفتن خطاهای جزیی فرد است . وقتی پای مهرورزی به میان می آید عواطف واحساسات بروجهه خشک عقل ومنطق حسابگر غلبه می یابد این گونه مواقع چشم انسان بر حقایق بسته می شود . پدر یا مادری که تحت تاثیر عواطف مادرانه وپدرانه خود هستند سعی می کنند تا اشتباهات فرزند خود را نادیده بگیرند . در هرجا که عواطف و احساسات وارد شوند همین گونه است. وقتی که انسان کناهگار توبه می کند امیدش به صفاتی از قبیل عطوفت و رئوف بودن توبه پذیر است تا شاید خطاهای اورا بپذیرد .عدالت ازجنس دیگری است که هیچ احساس خوب وبدی در آن وجود ندارد .براساس اصل عدالت هر کسی به همان می رسد که مستحق هست نه بیشتر نه کمتر . همان رفتاری با او می شود که قانون وشرع می گویند .هرچیزی در جای خود قرار می گیرد نه جای غیر.انسان گناهکار میداند بر اساس همین صفت خدا باید به آنچه که مستحق اش هست برسد .عدالت اجتماعی هم همینگونه است.کار، بیمه ، حقوق مناسب،توجه به شایستگی افراد در کسب مناسب ومشاغل وغیره از نیازهای جامعه امروزی است ، رعایت اینها ازعلائم جامعه متعادل و عادل هست که جایی برای مهرورزی نمی گذارد . چرا که اینها حقوق افراد جامعه است . تشیع مکتب محبت و عشق از بزرگترین امتیازات شیعه بر سایر مذاهب این است که پایه و زیر بنای اصلی آن محبت است .از زمان شخص نبی اکرم که این مکتب پایه گذاری شده است زمزمه ی دوستی بوده است. آنجا که در سخن رسول اکرم جمله ی: سوگند به آن کسی که جانم در دست اوست این مرد(علی علیه السلام) و شیعیان او در روز قیامت رستگارانند . را میشنویم،گروهی رادرگرد علی می بینیم که شیفته ی او و گرم او و مجذوب او می باشند. از این رو تشیع مذهب عشق و شیفتگی است. تولای آن حضرت مکتب عشق و محبت است. عنصر محبت در تشیع دخالت تام دارد . تاریخ تشیع با نام یک سلسله از شیفتگان و شیداییان و جانبازان سر از پا نشناخته توأم است. علی همان کسی است که در عین اینکه بر افرادی حدّ اللهی جاری می ساخت و آنها را تازیانه میزد واحیاناً طبق مقررات شرعی دست یکی از آنها را میبرید باز هم بر او نمی تافتند و از محبتشان چیزی کاسته نمی شد . او خود میفرماید: اگر با این شمشیرم بینی مؤ من را بزنم که با من دشمن بشود هرگز دشمنی نخواهد کرد و اگر همة دنیا را بر سر منافق بریزم که مرا دوست بدارد مرا دوست نخواهد داشت زیرا که این گذشته و بر زبان پیغمبر امّی جاری گشته که گفت: یا علی! مؤمن تو را دشمن ندارد و منافق تو را دوست نمی دارد. ماشیعیان هرگاه که نام علی را میشنویم ناگاه کلمه ی عدالت را در کنار آن احساس می کنیم چنانکه پیامبر گرامی اسلام فرمودند علی در اجرای دستورات اللهی فوق العاده دقیق و سختگیر است و هرگز تملق و مداهنه در زندگی او راه ندارد . امیر المومنان علی علیه السلام یکی از ان مردان بشریت است که مهر و عاطفه داد گران پارسا و افتادگران پاکدل را بر انگیخت و شعله خشم وغضب حرامیان و قانون شکنان را در سینه هاشان بر افروخت. اوازه عدالت وداد گری و تقید شدید امام به رعایت اصول و قوانین مخصوص به دوره حکومت او نیست علی در رعایت قوانین اللهی سر از پا نمی شناسد. امیر مؤمنان در فرمان خویش به مالک اشتر آن گاه که ایشان را به زمامداری مصر منصوب میکند درباره ی رفتار با مردم چنین توصیه میکند:احساس مهر و محبت به مردم را در دلت بیدار کن ... از عفو و گذشت به انان بهره ای بده همچنانکه دوست داری خداوند از عفو وگذشتش تو را بهره مند گرداند. علی مقیاس ومیزانی است برای سنجش فطرتها و سرشتها.آنکه فطرتی سالم وسرشتی پاک دارد از وی نمی رنجد ولو اینکه شمشیرش بر او فرود آید و آنکه فطرتی آلوده دارد به او علاقه مند نگردد ولو اینکه احسانش کند. چون علی جز تجسم حقیقت چیزی نیست. رمز جاذبه ی علی سبب دوستی و محبت علی در دلها چیست ؟مسلماً ملاک دوستی او جسم او نیست. محبت علی از راه فضیلتهای اخلاقی و انسانی است و حب علی حب انسانیت است. درست است علی مظهر انسان کامل بود و درست است که انسان نمونه های عالی را دوست میدارد، اما اگر علی همه این فضایل انسانی را که داشت میداشت،آن حکمت وآن عدل، آن آزادگی وآزادیخواهی ، آن عدالت وآن شجاعت ،آن ایثار و آن مروت ومردانگی نسبت به دشمن و به قول مولوی: در شجاعت شیر ربّا نیستی در مروت خود که داند کیستی اگر علی همه اینها را که داشت میداشت اما رنگ اللهی نمیداشت مسلماًاینقدرکه امروزعاطفه انگیزومحبت خیزاست نبود. علی از آن نظر محبوب است که پیوند الهی دارد در حقیقت پشتوانه ی عشق علی پیوند جانها با حضرت حق است که برای همیشه در جانها نهاده شده وچون فطرتهاجاودانی است مهرعلی نیزجاودان است.رفتارحضرت علی (ع ) با برادر خود که از آن تقا ضای مساعدت و کمک نمود بیانگر ویژگی عدالت خواهی و عدالت پروری آن حضرت هست . او سرشار از محبت و عطوفت نسبت به همگان است تا چه برسد به برادر . مهربانی وبزرگواری آن حضرت زبانزد دوست ودشمن هست همانطور عدالتش . آیا علی می تواند تحت تاثیر عطوفت ومهربانی خود نسبت به برادر قرار بگیرد و حق مسلمانان دیگررا از بیت المال به برادر ببخشد . اگر اینگونه بود دیگر علی نبود شخص دیگری بود . او عدالت را بر رأفت برادری ترجیح می دهد . چنانکه جرج جرداق در متن خود با عنوان امام علی صدرای عدالت میگوید:فرمانروا بود ولی هیچگاه نان سیر نخورد وجامه نرم نپوشید بیت المال را در اختیار داشت اما یک درهم پس انداز نکرد خلیفه مسلمانان بود اما به دست خود نخلهای گروهی از یهودیان را در مدینه سیراب کرد تا انجا که دستان مبارکش تاول زد و زخم شد و انگاه با مزدی که گرفت چند برده راآزاد کردوبه بیچارگان ودرماندگان کمک کرد آری او حاکم سرزمینی وسیع و آباد بود اما به دست خود آسیابی را میچرخاند و نان خشکی درست میکرد که آن را به زانو میشکست و کفش وپیرهنش را آنقدر وصله میزد که دیگر جایی برای وصله نبود اماچرا اینقدربه خودسخت میگرفت؟آیا هدفش خود نمایی وتظاهر بود؟آیا میخواست به دروغ خود را متواضع نشان دهد ؟پس اگر چنین است چه هدفی داشت ؟چرا در بیت المال آنقدر سخت میگرفت که تمامی ثروتمندان وبزرگان از اطرافش پراکنده میشدند؟ چرا به طلحه و عایشه از بیت المال سکه های بیشتری نبخشید تا شاهد جنگ جمل ودشمنی انها نباشد ؟چرا حتی به برادرش عقیل درهمی بیشتر ندادتا به معاویه پناه نبرد و به دشمنی با او برنخیزد؟ شاید بهتر باشد دلیل این این زندگی زاهدانه را از زبان خود امیر مؤمنان بشنویم اوکه وقتی میبیند مردم از زندگی متواضعانه و سرشار از قناعت او تعجب کرده اند میگوید : آیا فقط به همین اکتفا کنم که به من پیشوای مسلمانان بگویند ولی در سختیهای روزگار با توده مردم همدرد نباشم؟ و در جای دیگری هنگامی که به او میگویند تو امیر مومنان هستی و نباید کار کنی امیر مؤمنان می فرمایند:حمل صخره های سترگ از قله کوههای رفیع از بار منت آدمیان برایم دوست داشتنی تر است برخی به من میگویند کسب و کار برای تو ننگ است اما ننگ وعار در ذلت وخواری در خواست از دیگران است اگر میخواهی آزاد زندگی کنی چون بردگان تن به کار ده طمعت را ازمال بنی آدم به کلی قطع کن نگو آن کار مرا کوچک وپست میکند بلکه گدایی و در خواست از دیگران ذلت آور است آنگاه که از مردم بی نیازی هر کاری که خواهی داشته باش چه در اینصورت از همه مردم بلند قدرتر و ارجمند تری. برقراری عدالت نیازی به مهرورزی ندارد ، برای اینکه اگرقراربراجرای عدالت باشد ، اگر کسی مظلوم واقع شده و یا حقوقش تضییع شده اکنون به حق خود می رسد پس نیازی به مهر ورزی و منت ندارد .حال اگر کسی حقوقی نداشته و ندارد ، آنهم نیازی به مهر ورزی پیدا نمی کند ، مگر اینکه بخواهد حقی را ضایع کند . ورود مهر ورزی به جایگاه عدالت باعث بی عدالتی می شود . هر یک از این دو صفت در هر شخصی می تواند جمع شود اما نمی توانند به جای دیگری بکار روند . در غیر اینصورت عادل بودن شخص زیر سوال می رود . چنانکه دررفتار حضرت امام علی مشاهده می شود . قاضی رئوف است اما صفت دیگری که برای نقشش وجود دارد اورا وادار به اجرای عدل می کند . قاتل را به قصاص محکوم می کند .اگر حقوق اجتماعی افراد ، در جامعه رعایت شود عدالت بر قرار می شود در اینصورت نیازی به مهرورزی نیست چون هر فرد به حق خود رسیده نه چیزی فراتر از آن . اگر نه بی عدالتی است چه با مهر ورزی چه بدون آن . زندگی انسان موقعی لذت بخش است که رنگ انسانی داشته باشد و روابط او با اجتماع بر پایه ی عدالت و مهرورزی و نیکوکاری باشد در اسلام به مسئله ی نیکوکاری توجه خاصی شده و با بیانات مؤکدی مسلمانان به نیکو کاری دعوت دعوت شده اند قرآن کریم میفرمایند: اِنَّ اللهَ یأمربالعدلِ والاحسانِ و إیتآیءِ ذِی القربی و ینهی عن الفحشاءِ و المنکرِو البغیِ یعظُکم لعلّکم تذکّرون.همانا خداوند امر میکند به عدالت ونیکوکاری و کمک به خویشاوندان و نهی میکند از کارهای زشت وناپسند و ظلم خداوند شما را موعظه میکند شاید پند گیرید.نکته ای که در این آیه به چشم میخورد این است که خداوند متعال اقامه عدل و احسان و نیکوکاری را در کنار هم و در یک جمله توصیه فرموده است زیرا اجتماع هم نیازمندعدل است و هم محتاج مهرورزی .اگر در جامعهای عدالت نباشد بنیان آن متزلزل خواهد بود و اگر مهرورزی نباشد اجتماعی خشک و بی روح به وجود خواهد آمد. عدالت و مهرورزی مولود عواطفند حیات بخش اجتماع و گرم کننده روابط انسانها هستند.خداوند در وجود انسانها عواطفی به ودیعه نهاده که مانند سایر ذخایر طبیعی از سرمایه های بزرگ و ارزنده به شمار میروند و اگر در محیطی مساعد و شرایطی مناسب پرورش یابند کمک فراوانی به سعادت و نیکبختی انسانها میکنند. در تعالیم عالیه اسلام دستورهایی داده شده است که اجرای آنها جنبه عاطفی داردو نتایج سودمندی در زندگی انسان میگذارد و همه آن دستورها را میتوان در کلمه مهرورزی خلاصه کرد.برای تشویق و ترغیب مردم به اصل نیکوکاری و محبت آیاتی در قرآن کریم و بیاناتی در اخبار اهل بیت (ع) وجود دارد که برخی از آنها را ذکر میکنیم:سورۀ اسراء،آیه7: اگر نیکی کنید به خودتان کرده اید واگر بدی کنید آن را هم به خودتان روا داشته اید ونتیجه ی نیکوکاریها و زشتکاریها ی شما مستقیماً متوجه خودتان میشود.امام علی علیه السلام در کلمات قصار در نهج البلاغه میفرمایند : کار نیک انجام دهید وهیچ کار نیکی را کوچک نشمارید زیرا نیکوکاری هر قدر هم کوچک باشد بزرگ و هر قدر هم کم باشد زیاد است.سعی درحوائج دیگران کوشش برای تأمین نیازمندیهای بندگان خدا از جمله نیکوکاریهایی است که در دستورات اسلامی توصیه و تأکید فراوان نسبت به آن شده است از امام ششم حضرت صادق(ع) نقل شده که خداوند وحی فرمود به حضرت داوود(ع) :که گاهی یکی از بندگان من کار نیکی انجام میدهد و من به پاداش آن بهشت را به او ارزانی میدارم . داوود پرسید خداوندا ! آن کار نیک کدام است؟ وحی رسید، مسرور نمودن و خوشحال ساختن یکی از بندگان با ایمان من اگرچه بدادن یک دانه خرما باشد. داوود گفت: خداوندا ! کسیکه تو را شناخته باشد شایسته است از رحمت تو نا امید نگردد. نیروی محبت در اجتماع نیروی محبت از نظر اجتماعی نیرویی عظیم و مؤثر است . بهترین اجتماع آن است که با نیروی محبت اداره شود .محبت پیشوا و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به پیشوا و زمامدار،علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی است برای ثبات و ادامه حیات حکومت وتا عامل محبت نباشد رهبر نمیتواند و یا بسیار دشوار است که اجتماعی را رهبری کند و مردم را افرادی منضبط و قانونی تربیت کند ولو اینکه عدالت و مساوات را در جامعه برقرار کند.مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت میکشد.قرآن خطاب به پیامبر میکند که ای پیامبر! نیروی بزرگی را برای نفوذ در مردم و اداره ی اجتماع در دست داری.ودر سوره ی آل عمران /آیه195 میفرمایند: به موجب لطف و رحمت اللهی تو بر ایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی سختدل بودی از اطرافت پراکنده میشدند پس از آنان در گذر و برایشان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن. در اینجا علت گرایش مردم پیامبر اکرم (ص) را علاقه و مهری دانسته که پیامبر اکرم (ص) به آنان مبذول میداشت باز دستور میدهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت نما. اینها همه از آثار محبت و دوستی است همچنانکه رفق به حلم و تحمل و ... همه از شوؤن محبت و مهرورزی و احسانند. او به تیغ حلم چندین خلق را واخرید از تیغ چندین خلق را تیغ حلم از تیغ آهن تیزتر بل ز صد لشکر ظفر انگیزتر قلب زمامدار بایستی نسبت به ملت کانون مهر و محبت باشد.قدرت و زور کافی نیست، با قدرت و زور میتوان مردم را گوسفندوار راند ولی نمیتوان نیروهای نهفته ی آنان را بیدار کرد و به کار انداخت نه تنها قدرت و زور کافی نیست،عدالت هم اگر خشک اجرا شود کافی نیست بلکه زمامدار همچون پدری مهربان باید قلباً مردم را دوست بدارد و نسبت به آنها مهربورزد و هم باید دارای شخصیتی جاذبه دار و ارادت آفرین باشد تا بتوانداراده و همت و نیروهای عظیم انسانی آنان را در پیشبرد هدف مقدس خود به خدمت بگیرد. محبت و حسن معاشرت در زندگی اجتماعی و معاشرت با مردم هیچ چیز به قدر پایبند بودن به قواعد اخلاق و رعایت آداب مشکلات را از بین نمیبرد .از جمله نشانه های حسن معاشرت خوب گوش دادن است که پایه و اساس تمام ارتباطات صحیح و مؤثر است.مولایمان علی علیه السلام فرمودهان:محبت نمودن با مردم نصف عقل است و اشاره داشته اند که قائمه دین،صمیمیت و اخلاق است همیشه و همه جا یکدل و یکزبان باشید. حرف آخر تنها به خاطر دین وانسانیت شما به خیرخواهی و گذشت،ترحم و نیکی به مستمندان و اجرای عدالت و مهرورزیدن به یکدیگر دعوت نشده اید بلکه مصلحت عمومی کشور ومصلحت شخصی نیز مقتضی چنین اموری است. بر خاک نشینان ترحم کنید تا مورد ترحم خدای آسمانها و زمین قرار گیرید. |
